سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

اولین دیدار سودا با دریا

عشقم همینجور که قول دادم عکسها رو گرفتم. اولین بار که دریا رو دیدی کلی تعجب کرده بودی. اینم عکس اولین دیدارت.     بعد از کلی آب بازی و ماسه بازی رفتیم لباساتو عوض کردیم و رفتیم به سمت بازار.       اینم من و بابایی و تو جیگیرم   ...
28 مهر 1392

سفر به ارومیه مهرماه 92

سلام عشق مامان می خوام برات از سفرمون به ارومیه برات بگم و اینکه شما مثل یک خانوم خیلی خیلی خوب بودی و اصلا اصلا اذیت نکردی. من وبابایی خیلی وقت بود که دوست داشتیم سر مزار مامان بابا بریم و چون شما کوچولو بودیم می ترسیدیم که اذیت شیم. بالاخره با خرید ماشین تو شهریور ماه تصمیم قطعی گرفتیم که تو مهر ماه بریم سفر.خاله الهام و عمو مجید هم قرار شد با ما بیان. خلاصه با کلی اصرار مامانی رو هم با خودمون بریدم. شب اول ما ساعت 7 از مشهد حرکت کردیم و تا ساعت 5 صبح با بابایی رانندگی کردیم و رسیدیم به بابلسر. اون شب شما از ساعت 3 صبح بیدار بودی و کلی شیطونی می کردی. فدای دختر نازم بشم که اینقدر خانوم بود. شما برای اولین بار دریا رو دیدی. سوار...
28 مهر 1392

خاله شدن مامان

سلام عسلم. شما داری دختر خاله می شی و من خاله.این خبر خوب رو 13 مهر ماه 92 خاله الهام چون به من داد و من خیلی خیلی خوشحال شدم.انشالله که به سلامتی به دنیا میاد.
28 مهر 1392

سودا در یکروزگی

عشق مامان این عکسها رو تو بیمارستان ازت گرفته بودن. چهرت از اون زمان تا حالا خیلی تغییر کرده است ناز ناز مامان.           این عکس شما و بابا جون     اینم عکس منو شما عسل بانو     ...
28 مهر 1392

دندون پنجم

عشق مامان دیشب متوجه شدم که دندن پنجم شما هم در حال نیش زدن است. چند روزی بود که خیلی خیلی اذیت می کردی. دیشب متوجه شدم که مربوط به دندونت می شده عزیز دلم. مبارکت باشه نفسم.
28 مهر 1392

لباس پوشیدن

عزیز دوردونه من، شما به لباسهای نو خیلی خیلی علاقه داری. وقتی لباس نوتو میارم کلی ذوق می کنی و به محض اینکه تنت می کنم کلی خوشحالی می کنی. لباسهای معمولی رو هم دوست داری خودت بپوشی. چندتا عکس برات می زارم عشقم.               ...
27 مهر 1392

کریر سودا جون

دختر نازم شما تو تمام  مدت یکسالگیت فقط یکبار اونم وقتی دو سه ماه بودی تو کریر سوار شدی و با بابایی تا پارک رفتیم که عکسشو برات می زارم.چون تو کریر نمی رفتی اونو جمع کرده بودیم. تا الان که 13 ماهه شدی و قبل از مسافرت می خواستم از کریت به عنوان صندلی ماشین استفاده کنم و بیرون اوردم که دیدم علاقه خاصی برای بازی کردن داری. برات از بازی کردنت با کریر عکس گرفتم که در ادامه برات می زارم عزیزم.         ...
27 مهر 1392

سودا و تسنیم

عزیز جون مامان شما تسنیم خانومو خیلی خیلی دوست داری و ناگفته نمانه که تسنیم هم همینطور. تسنیم خیلی دختر مهربونیه و همش سودا خانوم صدات می کنه برات کلی شعر می خونه : سودا خانوم ناز داره            صد ماشین جاهاز داره به محض دیدینش گل از گلت میشگفه. فقط من و تنسنسم رو با این هیجان بغل می کنی. چند تا عکسهاتون برات می زارم عزیزم.     ...
27 مهر 1392

صحبت کردن با تلفن

سلام عشقم شما خیلی خیلی دوست داری با موبایل حرف بزنی، مخصوصا موبایل بابایی چون اکثرا بابایی این اجازه رو نمی ده. چند تا عکس برات می زارم که داری با موبایل بابا حرف می زنی.           در ضمن برای اولین بار 10 روز پیش موبایل مامانی زنگ می زنه و مامانی داشته نماز می خونه، شما میری گوشی رو بر میداری و سر نماز به مامانی میدی. الهی فدای دختر باهوشم بشم که اینقدر نازه. ...
27 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد